sd

دامنه‌های بیم و امید

شماره هفتم مجله “مروارید” با موضوع امید به مدیر مسئولی گیتا علی آبادی و سردبیری پژمان موسوی منتشر شد.
در این شماره مصطفی معین و هادی خانیکی، دو یادداشت اصلی این شماره را نوشته‌اند و نعمت‌الله فاضلی هم مقاله اصلی ورودی به موضوع امید را به رشته تحریر در آورده است.گفتگو با محمد جواد غلامرضا کاشی درباره “امید واقعی، امید یوتوپیک”، گفتگو با مقصود فراستخواه با عنوان “ایرانی‌ها ملتی امیدوار ولی بدون امید اجتماعی”، گفتگو با سعید مدنی با عنوان اصلی “ناامیدی در ایران رو به افزایش است”، گفتگو با علیرضا علوی‌تبار با عنوان “به آینده امیدوارم” و گفتگو با محمد یعقوبی با عنوان “نوشتن، رفتاری برای تغییر”، گفتگوهای اصلی این شماره مروارید را تشکیل می دهند.
“آینده امید و سیاست در عصر عسرت”، “جستجوی امید در هالوین پارتی”، “خبرهای بدی که آوار می‌شوند”، “این دو زن امید را چگونه می‌بینند”، “مسئولیتی به نام امید اجتماعی”، “هنر به مثابه امید”، “ماموریت برای امید”، “ون گوگ و انگاره‌آفرینی از آینده” و گفتگوهایی دیگر با بیژن عبدالکریمی، محمدمهدی مجاهدی، حسام سلامت، محمد درویش، آذر منصوری و نسبیه زنجری از دیگر مطالب مهم شماره هفتم مجله “مروارید” است.

دامنه‌های بیم و امید
یادداشتی در بابِ امید اجتماعی در حوزه‌ی فرهنگ

امین شاهد
از داد و وداد آنهمه گفتند و نکردند / یارب! چقدر فاصله‌ی دست و زبان است؟ / ه. الف. سایه
متنی می‌خواندم در موردِ کلماتی که در سطح باقی می‌مانند و اینکه کلمه به چیزی اشاره می‌کند که فرای ظاهر خود است. واژه‌ها در قالبِ یک مفهوم انتزاعی ادا می‌شوند که شکلِ ویژه‌ای ندارند، یک احساس را در ذهن متبادر می کنند و تکرارِ بی دلیل و هیجاناتِ ناشی از بازی های زبانی و سیاسی کردنِ آنها چنان که افتد و دانی، بی هیچ شک و شبهه‌ای ارزش و هویت‌شان را از بین می‌برد.
“امید” یک باور روانشناختی است که در طولِ تاریخ توسط ایدئیولوژی‌های مختلف و به شیوه‌های گوناگون همچون افسانه‌های خرافی و ضرب‌المثل‌ها پیش از مباحثِ علمی و روانشناسی به جوامع تزریق شده است و به عنوانِ محرکِ اصلی یک جامعه در علوم اجتماعی بسیار دیر مورد اهمیت قرار گرفته و گویا در ایران همچنان مورد بی مهری و نادیده انگاری است.
گویا نقشِ اصلی این واژه‌ی انگیزشی و محرک(امید) با وعده ‌های پوشالی و تعمیمِ باورهایِ توهم‌زا روز به روز کمرنگ‌تر می‌شود. بسترهای موجود در فضای جوان و مستعدِ جامعه با وعده‌های بی ریشه و از سرِ رفع تکلیف توسطِ مدیریتی غیرمتخصص به بی‌اعتمادی بدل شده و کارکرد و مفهومِ واژه‌هایی از این دست را از میان برده است.
در سال های اخیر عدمِ امنیت اجتماعی به ویژه قشرِ فرهنگی و نخبه‌گانِ جامعه را هدف قرار داده و از سطحِ متوسط به زیر خط فقر کشانده است، آنها که راه و تخصصی جز اندیشه ورزی برنگزیده‌اند و چراغِ امید به بازارهایِ مکاره‌ی فانتزی و مقطعی برای عرضه‌ی محصولِ اندیشه‌‌شان با وجود تمامِ سرکوب ها و سرخوردگی‌ها، رو به خاموشی نهاده است. هم آنها که به هزار وعده و وعیدهایِ بادکنک مانندِ صاحبانِ تریبون و قدرت، بارها دل خوش کرده‌اند و رویاپردازانه ادامه‌ی مسیر می دهند. نه به چشنواره‌های فرمایشی باور دارند و نه نگاهِ سلیقه‌ایِ پدر/مادرخوانده‌های خصوصیِ حوزه‌ی فرهنگ و هنر را بر می تابند. (به آنها که تشنه‌ی محبوبیت و شهرت‌اند و از سر تفنن نگاهی دلسوزانه و نه امید دهنده به ایشان دارند.) مسلما آن کس که تریبون دارد، می تواند قدرتِ انگیزش و امید را به اجتماعی عقب مانده و تک قطبی تزریق کند.
با نگاهی پژوهشی در خصوصِ آثار تولید شده از جانبِ اهل فرهنگ و هنر به راحتی می توان سطحِ امید اجتماعی اکثریت جامعه را تخمین زد. نگارخانه‌ها با انبوهِ آثارِ سطحی، سیاه یا موج سوارانه بر اتفاقاتِ روز، سینمایی که هر چه تلخ‌تر باشد، عمیق تر می نماید و ادبیاتی که دردها و تجربیات شخصیِ نویسنده را بازگو می‌کنند، نمایانگرِ حال و روز و شرایطی است که در آن نفس می کشیم. به یاد داشته باشیم، چیزی که برای این برهه از تاریخِ اجتماعی به جا می‌ماند، مستنداتی از جامعه ای بحران زده، ناامید و غمگین خواهد بود که در برابرِ خود به هر مقوله‌ای به چشمِ روزنه‌هایی کور یا سراب‌ گونه می نگرد و به این نگرش دامن زده است.
چگونه است که اصحابِ فرهنگ و هنر که خود می توانند مولد امید در جامعه باشند، مورد کم ترین نوع بی مهری‌ واقع می‌شوند و گاها از تولیدات‌شان در حد و اندازه‌ی سرگرمی و تفنن هم یاد نمی‌شود. جدالِ غم نان و عدمِ امنیت حرفه ای آنها با ذهنِ ایده پرداز و فعال شان بارقه های امید را در آنها می خشکاند و به سمتِ انزوا می کشاند. آنچه پیدا و مسلم است با ناباوری تمام‌، کلیشه‌های زیباشناسانه‌ی مدیریت کلانِ کشور در بابِ فرهنگ به این زودی‌ها دستخوشِ تغییر و تحول نخواهد شد، چرا که سیاستِ ارزش گذاریِ آنها نگاهی اقتصادمحور و مقطعی است با باورهایِ سنتی و ایدئولوژیک و در دایره‌ی جغرافیایِ محدود خود.
بحث بر سر امید اجتماعی آنجا موثر می افتد که باورِ به این امر در جامعه رواج پیدا کرده و روانشناسان و جامعه شناسانی به صورتِ ویژه با آن بپردازند و بوسیله ی رسانه هایی عمومی نتایج و اهدافِ آن را در اختیار جامعه بگذارند.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>