photo_2016-09-23_13-59-03

ما گنه کارانِ گنه کارانیم

نقدی بر اثر ستاره نظمی افشاربا رویکرد خشونت

نینا عصری

photo_2017-09-16_05-59-10

آن چه بوسکالیا در کوتاه ترین کلمات به آن اشاره دارد، تتمه ی آثاری ست که ستاره نظمی افشار (هنرمند) به آن پرداخته است. در این جا گناه عملی است که قسمتِ کوچک تری از آن تحتِ عنوان خشونت مورد توجه و دقتِ نظر قرار گرفته است.
هر چند خشونت، طیفِ گسترده ای از روابط میان فردی و جمعی را دربر می گیرد، فیلسوف ها و روان شناس های بی شماری در این زمینه به کنکاش و جستجو پرداخته اند، اما آن چه در میانِ تمامی این نظریه ها به مشترک یافت می شود؛ تقسیم شدن خشونت به دو قسمِ آشکار و پنهان است.*
و به طبعِ آن اثراتی هستند که از خود باقی می گذارند. آن چه در کنکاش و جستجو میانِ نظریه های مختلف در مورد خشونت به چشم می خورد، یک دل و یک صدا بودن نظریه پردازان بر این پایه است که فردی که دچار خشونت می شود (چه آشکارا – چه پنهان) خود دچار خشونتی است که باعث شکل گیری رفتارها و شخصیتِ بیرونی و درونیِ وی شده است.
در نگاهِ اول ما با عکس هایی در قد و قواره ی انسانی و همچنین سوژه ی انسانی روبرو هستیم که در جای جایِ تصویر رنگِ زرد پخش شده است. با این که هنرمند مدعی است انتخابِ این رنگ کاملن اتفاقی بوده است اما طنزی در خود نهفته دارد که سخن گفتن از آن خالی از لطف نیست.
رنگِ زرد در میانِ ادیان، ملل و فرهنگ های مختلف دو معنای کاملن متضاد را یدک می کشد: رنگِ شجاعت، زندگی، گرما، شادمانی و در عین حال نشانه ی خیانت، ترسو بودن، بیماری و بی ایمانی. آن چه که می توان در هر دو مفهومی که هنرمند از خشونت ارائه داده است، مشاهده کرد. رنگ های زرد روی تصاویر، جایِ اصابت گلوله های زردرنگ تفنگِ پینت بال است و پیکره های انسانی، افراد جامعه ای هستند که تحتِ تأثیر خشونت پنهان و آشکار قرار گرفته اند.
سوالاتی که ذهنِ هنرمند و به دنبال آن ذهنِ مخاطب را نیز برمی انگیزد:
•آیا خشونت گر واقف به کار خود است؟
•اگر واقف است، آیا خود نیز قربانی است؟
• تعریف از قربانی ای که قادر به خشونت است آیا الزام به این دارد که او همین شکل از خشونت را پشتِ سر گذاشته است؟
• و در آخر این که جامعه در شکل گیری این آدم ها چقدر تأثیر گذار است؟
•آیا جامعه ی خشن، خشونت کار پرورش می دهد؟
با نگاهی اجمالی به آثار پاسخ این پرسش ها می تواند “آری” باشد.
مبحث دیگری که دوست دارم به آن بپردازم مکان جغرافیایی و یا به عبارتی دیگر جامعه ی زیستی فرد قربانی و آزاردهنده (خشونت گر) است که تا چه حد می تواند تأثیر گذار باشد. دغدغه ی ذهنم را با یک سوال مطرح می کنم. آیا قوانینِ جوامع می توانند خشونتِ آشکار را به پنهان سوق دهند؟
و مانند هر اثر دیگری هنرمند سوالی را مطرح می کند تا ذهن مخاطب را به چالش بکشد، باشد که راهی گشوده شود برای از بین بردن خشونت در جوامع کوچک و بزرگی که ساکن آن ها هستیم.

*خشونت آشکار به آن چیزی اطلاق می شود که اثری بیرونی از خود به جای بگذارد مثلِ جای زخم و یا ضرب و شتم.
و خشونت پنهان را تحتِ عنوان آسیب های غیرقابلِ دیدن است که روانی محسوب می شوند تقسیم می کنند.

*

عنوانِ نوشته از لئو بوسکالیا

photo_2017-07-02_12-30-58

 

 

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>