A World Widout Equilibrium

ریشه در سرزمینِ هرز

به بهانه ی نمایشِ آثار طراحی علیرضا جُدی در گالری ۲۶

امین شاهد

… / چه هستند ریشه‌هایی که چنگ می‌اندازند؟ / چه شاخه‌هایی از این مزبله‌ی سنگ‌لاخ می رویند؟ / پسرِ انسان! / تو نمی‌توانی پاسخ دهی یا گمان بری؛ / چه تو تنها کومه‌ای از تندیس‌های شکسته را می‌شناسی / آن‌جا که خورشید گذر می‌کند / درخت خشک سایه بر کسی نمی افکند / زنجره تسکینی نمی دهد / و از سنگِ خشک صدایِ آب برنمی‌خیزد. / تنها / در زیر این صخره‌ی سرخ‌رنگ سایه هست / (به زیر سایه‌ی این صخره‌ی سرخ‌رنگ بیا) / و من به تو آن‌چه را خواهم نمود که با سایه‌ی صبح‌گاهی تو / که در پی ات شلنگ برمی‌دارد / یا سایه‌ی شبانگاهی تو که به دیدارت برمی‌خیزد / یک‌سان نباشد / من به تو هراس را در مشتی خاک خواهم نمود. / …*

 همیشه در مواجه شدن با اثر هنری، آن چه برای ما اُلویّت پیدا می کند این است که چگونه باید آن را توصیف کنیم و می خواهیم تا لزومِ به وجود آمدن و به نمایش عموم گذاشته شدن آن را دریابیم! برای این منظور در حافظه ی تاریخی خود به دنبال روایتی آشنا یا خاطره ای می گردیم تا  زودتر با آن اثر یا آثار ارتباط بگیریم. در این میان هر چه نشانه های بصری در آثار، عمومی تر، کلی تر و حالت گراتر باشند، مسلمن روایت ها و توصیف های بینندگان دارای تشابهات و اشتراکات بیشتری خواهد بود. اینجا تکلیف ما با مخاطبِ عام روشن است، البته اگر پذیرفته باشیم که مخاطب عام لزومن به دنبال اثری صرفن تزئینی بوده و عینیت را بر ذهنیّت ترجیح می دهد.

شاخص شدن اثر تصویری و استقلال آن از تمیز دادنِ دیگر فرآیندها، پیروی از قواعدی را می طلبد که هنرمندانِ مولّف به آنها پای بندند. آنها یا با اصولِ ساخت و پرداخت کلاسیک پیش می روند و یا با استمرار و آزمون و خطا به اُسلوبی ویژه ی خود خواهند رسید. در این میانه بسیاری از آثار نقاشی با حفظِ خصلت های طراحی نه به عنوان استخوان بندی و پیش طرح، بلکه به عنوان عنصر اصلی روایت گری ساخته و پرداخته می شوند.

A World Widout Equilibrium

علیرضا جدی از آن دسته هنرمندانی است که از ابتدا مقیّد به این سنت بوده است. سنتی زیبا و خودخواسته که  او آن را با توانایی و شناختِ تکنیکی هضم نموده و همواره مهارش کرده است. به جرات می توان رفتار سنجیده اش را در پرداخت هایی زیرکانه و ویژه ی خودش دید. و به واسطه ی استمرار به این امر امضای خود را پیدا کرده است.

از سوی دیگر با نگاهی فراواقع گرا، می توان چنین پنداشت که “جُدی” در طول سال های تجربه و فعالیت، همچنین دانش کافی نسبت به آنچه بر تاریخ تصویری ما گذشته است، به کشف انسان که نه، به کشفِ انسان های درون خود و درون ما می کوشد. انسان هایی پنهان در لایه های ذهنی هر یک از ما که در خاطرمان به واسطه ی تابوها به بندشان کشیده ایم و این افسار گاهی آنها را عاصی و خشن و گاهی پژمرده و فرتوت ساخته است. انسان هایی در برزخ و بلاتکلیفی که گاهن از شمایل یک جانور به هیبت انسانی می گرایند و گاهی از آگاهی های انسانی به سمتِ توحّش و اشمئزاز می روند. هر چه هستند، جهانی تیره و نابود را می سرایند. این دریافت و پالایش در ذهن تجسمی او شکل می گیرد و بنا بر گفته ی خود، بیننده را در برداشتِ شخصی اش رها می کند.

پرداختن به مضامین اسطوره ای در هنرهای تصویری پُرطرفدار است و سابقه ای بسیار طولانی دارد. چرا که برای بیننده تامل برانگیز و فعال کننده ی ذهن او هستند. فضای اسطوره ایِ آثار جُدی در واقع حقایقی متافیزیکی را بیان می کنند که به واسطه ی آداب و رسومِ مشترک در ما نهادینه شده اند. اما اسطوره چیست؟ انسان شناسان و جامعه شناسان اعتقاد دارند که اسطوره ها دگرگونی هایِ مرتبط با اجتماع را تعریف می کنند و هنرمندان آن را منبعی سرشار از ایماژ (تصاویر ذهنی) می یابند که الهام بخش آثارشان هستند. و در واقع همین رهاسازی ذهن در لایه های خیالی است که منجر به دسترسی به لایه های عمیق تر روان می گردد.

اما با تمام این اوصاف مجموعه ی جدید آثار طراحی علیرضا جُدی در گالری تازه تاسیس “۲۶″ در ادامه ی رَوَندِ کاری اش حرف جدیدتری نسبت به ارائه های گذشته ی او برای مخاطب ندارند. گو این که می توان آنها را یادداشت هایی طراحی گونه و از سر دلتنگی پنداشت که با کنتراستِ کم بر روی زمینه های رنگی کشیده شده اند. یادداشت هایی که به نظرم شخصی تر از آن می نمود تا بتواند به عنوانِ آثاری مستقل برای مخاطبین به نمایش در آید. شاید می شد آنها را بعدها در قالبِ یک مجموعه به صورتِ کتاب منتشر نمود.

رابطه ی قطعه شعری که در ابتدای متن آورده ام با این آثار چنین است که، منظومه ی “سرزمین هرز” تی. اس. الیوت را نوزده سال پیش هنگامی که برای ادامه ی تحصیل به تهران آمدم از یک کتاب فروشی قدیمی خریدم. با طرح جلد ی از آیدین آغداشلو که نظرم را جلب کرده بود. بارها خواندمش و کم کم در فضای آشفته و هراس آورش غرق می شدم. پس از گذشت آن همه سال احساس می کنم به نوعی تصاویر آن را در همین یادداشت های تجسمیِ علیرضا جدی پیدا کرده ام. تصاویری که اگر چه مستقیمن روایت های آن منظومه را بیان نمی کنند، اما تو را مستقیمن به دنیایی مشابه سرزمین هرز می کشانند.

در انتها باید پذیرفت، مخاطبِ تربیت شده ی بصری که روندِ کاریِ یک هنرمندِ موفق و شناخته شده را دنبال می کند، مسلّمن به دنبال حرف، کشف و یا شیوه ای ویژه در آثار جدید ارائه شده توسط او می گردد. و اگرچه رمزگشایی اثر در قالبِ یک جمله بسیار دشوار می نماید، اما برای شخص مولف در حدِّ یکی دو پاراگراف قابل توضیح و توصیف خواهد بود.

اردیبهشت ۹۳

  • بخشی از فصل اول منظومه ی “سرزمین هرز” بنام “تدفین مُرده”، اثر تی. اس. الیوت که برای ازرا پاوند سروده بود. ترجمه ی بهمن شعله ور
  • این متن در شماره ی۲۶ ، ماهنامه ی “تجربه” منتشر شده است.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>